درجه‌ی صفر

با نگاهی به فیلمِ مستندِ «فقدان» فاطمه ذوالفقاری

«تهیگی شامل تمام پتانسیل فضا و همه‌ی روابط نانوشته و تجربه‌نشده است. […] تهیگی نه‌تنها مکانِ درهم‌کنش چیزهایی است که به فضا نیرو می‌دهد؛ بلکه تنها مکانی است از بازآوری و ترکیب قطعات و پاره‌های واقعیت زندگی.»
سیمونه پیزاگالی


دست می‌کُنیم؛ چیزی از دلِ ویرانی بیرون می‌آوریم؛ این ابژه‌ابژه‌های مدفون…

دست می‌کنیم؛ از دلِ ویرانه، از سینه‌ی گود وانهاده، «چیزها» را بیرون می‌کشیم…

دست می‌کنیم در آشوبِ نافرمِ اتاق‌خوابی که نیست؛ آشپزخانه‌ای که نیست؛ خانه‌ای که نیست…

دست‌ می‌کنیم در آشوبی که بوی زفاف می‌دهد هنوز…

دست می‌کُنیم؛ در اندوهِ کمد، لوازمِ آرایش و لباس‌ها و یادگاری‌ها و عکس‌ها را کشف می‌کنیم. هر کشف، روایتی‌، پرده‌ای از رابطه.

در کوهِ ویرانه رگه‌های رابطه پیداست. دست می‌کنیم؛ نقب می‌زنیم؛ تل‌انبار را گود می‌کنیم؛ رگه‌ها را استخراج می‌کنیم؛ بیرون می‌کشیم؛ جای دیگری ببریم…

دست می‌کنیم در آشوبِ پلان؛ در اغتشاشِ رابطه‌ی فضاها؛ و رابطه شکل می‌بندد…

ققنوسِ رابطه از مخروبه بال می‌کشد؛

باید رفت.

دست می‌دهیم؛ دست می‌کُنیم؛ دست‌ها را می‌کاریم…

این‌جا درجه‌ی صفرِ بناست؛ ویرانی؛ درجه‌ی صفرِ رابطه‌های فضایی.

از درجه‌ی صفر می‌شود رابطه‌های تازه برساخت.

درجه‌ی صفر، همه‌ی امکان‌ها و رابطه‌ها را در خود دارد؛ کاغذِ سفید، که آغاز است؛ از نو.

دست می‌کُنیم؛ ویرانه‌ی خانه همه چیز را دارد در دل؛ مدفون؟ یا آبستن؟

فصل دوم
زن و شوهری