گزارش راه

ما ابتدا پنج نفر بودیم (امید بلاغتی، سعید رشتیان، پیروز کلانتری، شمیم مستقیمی و زهرا ملوکی). در میانه‌ی این دوره زهرا به دلایلی ناچار بود از ما جدا شود. بابت حضور و فعالیت دلچسبش از او ممنونیم و اوقات خوب برایش می‌خواهیم. اما این پروژه چه بود و چه هست؟ جدا از توضیح آن در بخش “درباره ما”، به...

زندگی ایرانی، اندرونی و بیرونی

برای من به‌عنوان یک مستندساز "واقعیت نادیده مهمترین ویژگی یک فیلم مستند است. هر چقدر این واقعیت نادیده پرورده‌تر شود و لایه‌های عمیق‌تری پیدا کند، مرا از شیفتگی فراتر برده و به فکر وامی‌دارد. واقعیت نادیده را نباید با اگزوتیزم اشتباه گرفت. فیلم‌های اگزوتیک عموما یک نوع شیفتگی توریستی دارند، با...

پیرهای بیست و دو سه ساله‌ی ما!

(این نوشته‌ی آخر فصل "جوانی" ساز جدای خودش را می‌زند. روایت فیلمساز است از مواجهه‌ی امروزش، با احوال و شخصیت‌های فیلمش. در پی آنیم که در فصل دوم این اتفاق بیش‌تر بیفتد.) این متن اول‌بار در نشریه‌ی "روایت" منتشر شده است.بازخوانی فیلم «زندگی همین است»«نسلی هستیم که بچگیمون نصفه شب‌ها توی بغل...

تصوراتی که از دوران دانشجویی پودر شد و به هوا رفت

نگاهی به سه مستند «زندگی همین است»، «شمارش معکوس» و «پاستای ایرانی»دانشجوهای مستند «زندگی همین است» تصویر اولیه‌ی من از «دانشجو» و «دوران دانشجویی» هستند. شبیه آن‌هایی هستند که وقتی ده، یازده ساله بودم در دانشگاه اصفهان دیده بودم؛ وقتی همراه خواهر و برادرم به دانشگاهشان رفته بودم. خواهر و برادر...

موسیقی ذهن و بدن‌های لذت‌جو

بادکنکی که باد می‌شود، آرام آرام بزرگ می‌شود، تا با بدرقه‌ی خنده‌های سرخوشانه‌ی چند جوان که در یک اتومبیل گرد هم آمده‌اند، عاقبت بترکد و امواج صدای مهیب ترکیدنش آن چند جوان را به رعشه‌ای خلسه‌آور بیاندازد. اما خیلی زود متوجه می‌شویم که آنها قادر به تکلم نیستند، یا به‌عبارتی کم‎شنوا و گنگ‌اند. در...

خوابگاه شماره ۸ اتاق ۲۲۴

زندگی همین بود ده سال پیش بود؛ شاید هم کمی دورتر. اولین بار که فیلم را دیدم، و دوباره همین چند روز پیش. فاصله‌ی چندساله میان دو مشاهده تغییری در حس و حال دیدن فیلم نداشت. برای من "زندگی همین است" همان بود که بود. کیفیت پیش‌دیجیتالی‌اش، شخصیت‌‌ها و روایت کلان‌‌اش. برای من فقط یک فیلم نبود و نیست،...

آنسوی این آینه‌ی لعنتی

به بهانه‌ی فیلم «آقایان پرنده» صد و بیست و پنج سال قبل برادران لومیر در سالن تاریکی که برای نمایش اختراع جدیدشان آماده کرده بودند و در مقابل چشم تماشاچیان مشتاق، آن اتفاق عجیب افتاد. آینه‌ی بزرگی روی پرده شکل گرفت که مردم را به خودشان نشان می‌داد. از آن روز به بعد این آینه در سرتاسر جهان رفت و از...

یک میلیون و نهصد و دوهزار و چهل و نه

نگاهی به فیلمِ «شمارش معکوس»"فیلم "شمارش معکوس" ساخته‌ی خاطره حناچی ماجرای کنکور و دختری به‌نام پریسا است. خانواده‌ای در نزدیکیِ کنکور. خانه، مدرسه، کتابخانه و دنبالِ کردن رویاها در کتاب‌های کنکور. فیلمِ بر‌خلاف تصور من از روزهای کنکور و ساعت‌هایِ شب امتحان، ریتمِ کندی دارد و آن‌چنان که باید...

من: آقادزده

ملاحظاتی به‌بهانه‌ی فیلمِ «متهمین دایره‌ی بیستم»؛ مستندی از حسام اسلامیرسانه اصولن از زاویه‌ و جایگاهِ «حق» است؛ از زاویه و جایگاهی که خود را «حق» می‌شمارد و بازمی‌نماید. و سینما، حتا سینمای مستند و خبریِ مدعیِ «حقیقت»، این ماموریت را، چه‌بسا بیش از هر مدیای دیگری، یا حداقل عیان‌تر و صریح‌تر از هر...

من دیوانه‌ی بهتری هستم

یادداشتی بر فیلم "هفده‌ساله‌ها" که گفته من بهترین راوی زندگیم هستم؟ مثلاً اگر آن دوربین را دست من هفده‌ساله می‌دادند چه؟ کجا می‌گذاشتمش؟ چه را نشان‌ دیگران می‌دادم؟ آن‌ها، آن دیگران، آن ناظران، کجای تصاویر من را می‌بریدند و چه‌ها را می‌گذاشتند که بماند؟ آیا اگر به من سیزده سال کوچک‌تر از حالا یک...

کلنجار از درون، جار از بیرون

(با نگاه به مستند "زندگی همین است")به‌گمانم «جوانی» همه‌ی ما در نوعی ویژگی مشترک به یکدیگر گره خورده است و آن، وضعیتی از مغلوب‌شدگی است. به میزان این غلبه، چیزی از جوانی بیرون از ما جا می‌ماند و برای جاماندگی، چیزی به جوانی بدهکار خواهیم شد: هر آن‌چه بر جوانی اجبار شود، قطعه‌ای از آن خواهد کاست و...

ناشنوا، همچون شنوا؟

(در نگاه به فیلم "در پوست خود نمی‌گنجیم") در یک جمله می‌توان فیلم "در پوست خود نمی‌گنجیم" را این‌گونه معرفی کرد: شش پسر جوان ناشنوا به شهربازی می‌روند. حدودا بیست‌و‌پنچ دقیقه همین یک جمله در فیلم باز می‌شود و به‌نظر می‌آید محمد شیروانی سعی کرده فیلمی تجربی از این اتفاق بسازد. به‌این دلیل می‌گویم...

۱۳ دریافت

(در نگاه به فیلم "ساز مخالف") ۱- با توجه به سال تولید این فیلم به‌نظر می رسد اطلاعات مفیدی درباره‌ی ظهور و حضور گروه‌های زیرزمینی در زمینه‌ی موسیقی راک و پاپ به بیننده می‌دهد. کثرت و تعدد این گروه‌ها سبب تعجب بیننده می شود. ۲- موضوع برگزاری این رقابت مجازی و روند آن، فیلم را از یک گزارش صرف به یک...

گیجی بعد از حادثه

در مدح و رثای هفده‌سالگی(برای پونه، که ۱۸ دی ۹۸ آرزوهای هفده‌سالگی‌اش در آسمان سوخت.)بعد از آن لحظه‌ی باشکوهی که همه‌مان روی صحنه بودیم و مادران و خواهرانمان ایستاده رو به ما کف می‌زدند، بعد از یک هفته‌ی تمام تا نیمه‌های شب در مدرسه ماندن و ماه‌ها فکر کردن و نوشتن و حرف زدن و حرف زدن، بعد از آنکه...

فعل مضارع، لحظاتی بعد به ماضی تبدیل می‌شود

برای مدت‌زمانی طولانی این ما بودیم که در چنین جایگاهی قرار داشتیم. این ما بودیم که باید به گذشتگان اعلام می‌کردیم زمانه عوض شده و رسم و راه جدیدی رسیده و کم‌کم باید به تغییر تن بدهید و حتی بلند شوید و شاید هم بروید. واژه‌ای هم مختص به ما ساخته شده بود: نسل سوم. این تعبیری بود که مطبوعات جوان‌پسندی...

جایی که سوژه فیلمساز و دوربین طلب می‌کند

(متهمین دایره‌ی بیستم)"متهمین دایره‌ی بیستم" مستند پرشوری است که مثل شخصیت‌هایش پر التهاب و با شتاب جلو می‌رود و از نزدیک زندگی روزمره‌ی چند دوست و رفیق بزه‌کار را به تصویر می‌کشد. این فیلم در باره‌ی رابطه‌ی دوستی هم هست؛ از یک طرف دوستی بین این مردان جوان و سرکش و از طرف دیگر بین سر دسته‌ی این...

لگد زدن به انگشت کوچک پای غول

پیتر گابریل در ترانه‌اش می‌خواند: Growing up،growing up; looking for a place to live بزرگ شدن یعنی جستن جایی برای زندگی. نوشتن درباره‌ی جوانی با توجه به چند فیلم مستندی که انتخاب شده، برایم هم جالب و هم دشوار است. متوجهم می‌کند که در دهه‌ی چهارم زندگی‌ام قرار است درباره‌ی جوانی‌ای بنویسم که در...

پارکور و معماری

(با نگاه به فیلم «سلاطین خیابان‌ها»)شهرک اکباتان تهران موقعیت اجتماعی منحصر‌به‌فردی دارد و ساکنان آن شاید بیش‌تر از دیگر تهرانی‌ها در از آن خود کردن فضای شهر موفق بوده‌اند و توانسته‌اند شیوه‌های مغایر با گفتمان مسلط را برای مصرف فضای شهری داشته باشند و طی بیست سال گذشته فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی...

گربه‌ها و آدم‌ها

یا «از گفتگو هنگام تماشای فیلم لذت ببرید» در طول و عرض چند ماه نگهداری و مراقبت از پیروز (گربه‌ی خواهرم) که او را بسیار دوست می‌دارم و همین‌طور تماشای مجموعه‌ای از فیلم‌های منتخب، بر اساس قراری برای نوشتن که با دوستانم در این مجموعه بنا گذاشته شده، مشروح گفتگو‌ها و مفکوره‌های حاصل این ایام را در...

سرنگی به پایم فرورفته بود و جایش هنوز مانده

با نگاه به فیلم «فریاد رو به باد»ـــــــــــــــ لباس‌هایم کثیف بود و زیر چشمانم گود افتاده بود و شکست‌ناپذیر بودم. مدال طلای المپیاد فیزیک. در سایه‌ی درخت‌های محوطه‌ی جایی که دوره (مرحله‌ی آخر المپیاد) را گذراندیم با مقنعه و به کلاسیک‌ترین شکل ممکن دست در گردن هم عکس گرفتیم. تمام بدنم از خوشحالی...

ناشنوایی و جوانی

به بهانه‌ی فیلم «در پوست خود نمی‌گنجیم» به کارگردانی محمد شیروانی «در پوست خود نمی‌گنجیم» فیلمی است با ساختار تجربی که چند ساعت خوشگذرانی چهار (یا پنج) جوان ناشنوا را نشان می‌دهد، پسرانی که می‌خواهند با هم و در کنار هم بترکانند. در پیش درآمد فیلم در یک ماشین کوچک یکی‌‌شان بادکنک بزرگی را آن‌قدر...

همش دود بود، خبری نبود از کباب*

(در حاشیه‌ی فیلم «ساز مخالف») یک: هنوز یک سال نشده است که روزنامه‌نگاری می‌کنم و در تحریریه‌ی روزنامه "فرهنگ آشتی" مشغول به کارم. خبر لغو «همایش موسیقی راک» (UMC) آمده است (اسفند ۱۳۸۱). شادی وطن‌پرست همکارم در روزنامه و یکی از اعضای تیم برگزاری UMC اصرار دارد که این خبر را کار کنیم. من که مخاطب...

چه‌کار می‌کنی؟

(خوانشی از فیلم "آقای بیکار") دانشگاه آخرین سنگر ما بود. سنگری که در آن از همه‌ی بحران‌های اقتصادی و اجتماعی دوروبرمان در امان بودیم و همه‌ی مشکلات را با بحث‌های فلسفی درون‌گروهی خودمان حل‌و‌فصل می‌کردیم. دشمنان فرضی ما اساتید دانشگاه بودند که در لش‌گاه جلوی بوفه آن‌ها را با رگبار قهقهه‌هایمان قتل...

این دشمنان عزیز

(سلاطین خیابان‌ها، ساخته‌ی زینب تبریزی و پالیز خوشدل) در درون چیزهایی است که الزاما به‌عنوان استعداد یا توانایی شناخته نمی‌شوند. حتی ممکن است در دیدگاه اکثریت و بالادست به‌رسمیت شناخته‌ نشوند؛ محترم شمرده نشوند؛ پس‌ زده شوند یا حتی تابو به‌شمار آیند. «اعتراض» هم یکی از جاهای درونِ ما را به‌خود...

پنجه به دیوار زندگی

(پنج یادداشت در باره‌ی پنج فیلم) متهمین دایره‌ی بیستم حسام اسلامی چراغ‌ها که روشن شد کسی کنارم گفت این برای اولین بار است که بعد از ۵۷ واقعیت جامعه را روی پرده نشان دادند؛ هم عرق‌خوری داشت و هم دزدی. این‌ها واقعیت جامعه است، نه این‌ها که به‌‌خورد ما می‌دهند. البته این جمله‌ی آخر را با کلماتی...

این، روایت یک دوره‌ست

بچه‌های هنرستان مدرس هیچ درگیر التهاب کنکور نبودند. انگار گوشه‌ی شاد و کوچکی از جهان رو پیدا کرده بودیم و دورهم جمع شده بودیم. باهوش‌ترین‌هامون هم با این واقعیت که مُهر بچه‌تنبل روی پیشونیشون خورده مشکلی نداشتند. یکی خودش رو طراح لباس آینده می‌دید و اون یکی معمار. کلاس ما هم که جمع نقاشان بالقوه...

این فیلم‌ها، این چهره‌ها، این بیان ِ خودها

من که سال ۱۳۹۰ یک‌باره و در یک سال سه فیلم در فضای پیرانگی ساختم (چند پیر یک روستای خراسان جنوبی در «پیرها اگر نباشند»، پیرهای آسایشگاه کهریزک در «کهریزک، چهار نگاه» و پیرانگی پارک شهر تهران در «سالینجرخوانی در پارک شهر») و از همان زمان به استقبال جهان پیرانه رفتم، چه دارم که در باره‌ی دنیای...

«آقایان پرنده» و پیش‌بینی‌های نامطمئن

"آقایان پرنده" (مستند دارای فیلمنامۀ رضا بهرامی‌نژاد - ۱۳۸۰) عین شور جوانی است. اقدام به عینیت‌بخشی آرزوها و برملا‌سازی رؤیاها و شور و شوق فیلمساز- نوازنده‌ی جوان و اندک دوستانش در یک بندرگاه قدیمی است. در دوران جوانی است که آدم بیشتر به دنبال تغییر جهان است. هرکس، مقتضیات آن را در شرایط و احوال...

در پوست خود نمی‌گنجیم

در پوست خود نمی‌گنجیم، مستندی است از بیست دقیقه همراه بودن با زندگی چند ساعته چند جوان ناشنوا. ویژگی این مستند سکوتی است که در این بیست دقیقه بر آن حاکم است و مخاطب را با دنیای بی صدای افراد ناشنوا نزدیک می‌کند. در این فیلم، خوشی این جوانان را در تجربه مشترکشان در طول یک روز با هم بودن و با هم لذت...

ترجمه

(با نگاهی به فیلم «پاستای ایرانی») "تاریخچه‌ی اختراعِ زنِ مدرنِ ایرانی بی‌شباهت به تاریخچه‌ی اختراعِ اتومبیل نیست. با این تفاوت که اتومبیل کالسکه‌ای بود که اول محتوایش عوض شده بود (یعنی اسب‌هایش را برداشته به‌جای آن موتور گذاشته بودند) و بعد کم‌کم شکلش متناسبِ این محتوا شده بود و زنِ مدرنِ ایرانی...

چهارپاره

چهار یادداشت برای چهار فیلمدارکوب "در پوست خود نمی‌گنجیم" ساخته‌ی محمد شیروانی در تمامی لحظات تماشا و در مدتی کوتاه از آغاز فیلم، من را به بودن در خودش می‌کشد. می‌کشاند. معطل خواست من هم نمی‌ماند. درگیر با احوال این جمع، می‌نشینم با آنها و پرسه می‌زنم با بودنشان. در یک گفتگوی صمیمانه با موقعیت و...

نشد این مرغک پربسته رها

(با نگاهی به فیلم "ساز مخالف")آذرماه ۱۳۸۲؛ قونیه؛ مقبرۀ مولانا جلال‌الدین محمد رومی. در گوشه‌ای از یکی از تالارهای مقبره، نه‌چندان دورتر از سنگ مزار مولانا، با چند نفر از هم‌سفرانم نشسته‌ایم. زیاد شلوغ نیست. نوای نی‌ای که در فضای سرپوشیدۀ آرامگاه می‌پیچد انگار رنگ و بو دارد و آنجا را شبیه هیچ جای...

«آقای بیکار» یکی از دوستانِ من است

فیلم "آقای بیکار" با روایتِ راوی از ماجرای یک‌ سال‌ و نیم بیکاریِ او شروع می‌شود. از هشت ماه قبل از انتخابات سال ۹۲. فیلم داستانِ بیکاری یک نفر است. روای در همان ابتدا از شکل‌گیری فیلم می‌گوید: " خلاصه تو این روزای علافی و بیکاری هِی چرخیدیم، هِی دور خودمون چرخیدیم، هِی چرخیدیم، هِی چرخیدیم... و...

منظومه‌ی جوانی یا ماندن؟ رفتن؟ مسئله این است

منظومه‌ی جوانی یا ماندن؟ رفتن؟ مسئله این است تمرینی در خوانشِ بینامتنیِ ۴ فیلمِ مستندیادآوری: ترتیبی بر این ۴ پاره‌ مترتّب نیست جز ترتیبِ کاملن اتفاقیِ دیدن‌شان که ایده‌ی این «منظومه» را، با دیدنِ فیلمِ اول در ذهنِ من کاشت و با تماشای فیلم‌های بعدی، آن را پرورد.سلاطینِ خیابان‌ها جدال و مبارزه برای...

جوانی در تسخیر اعداد

خوانشی از مستند «شمارش معکوس»مادر پریسا می‌گوید واقعاً بریده. خواهرش هم حسابی خسته است از مراعات کردن‌های بی‌پایان و ممنوعیتِ خوشی‌های کوچک روزمره. خواهر پریسا شکایتش را داد می‌زند و با مرور لیست بلندبالای ممنوعیت‌ها، غیرمنصفانه بودن شرایط را به رخمان می‌کشد: «نیا تو اتاق، راه نرو، تلویزیون نبین،...

ما در این قاب جا نمی‌شویم

ما غایبیم. خودم و همۀ آن‌هایی که در اطرافم می‎شناسم و جوانند و طبق تعاریف عرفی و بیولوژیکی و حقوقی هنوز وارد میان‎سالی نشده‌اند. انگار که نامرئی باشیم، یا که فرزند زمانه‌ای دیگر. از علی می‌پرسم که اگر یکی بخواهد حال ما آدم‌های بیست و شش-هفت سالۀ به دنیا آمده این گوشۀ دنیا را مستند کند، چه تصویری...

سن یا نسل؟

با اشاره‌هایی به فیلم‌های: هفده‌ساله‌ها (عطیه عطارزاده، اصلان شاه‌ابراهیمی) متهمین دایره بیستم (حسام اسلامی) سلاطین خیابان‌ها (زینب تبریزی، پالیز خوشدل) شمارش معکوس (خاطره حناچی) زندگی همین است (پیروز کلانتری) آقایان پرنده (رضا بهرامی‌نژاد) چند سال پیش در جلسه‌ی پرسش‌وپاسخ بعد از نمایش فیلم...