فصل دوم زن و شوهری

گام دوم

فصل اول را پشت سر گذاشته‌ایم و وارد فصل دوم شده‌ایم؛ با موضوع فیلم‌های "زن‌وشوهری"، و با این فیلم‌ها: آهستگی / یاسر خیّر ۲۱ روز و من / شیرین برق‌نورد جای خالی آقا یا خانم "ب" / فیما امامی، رضا دریانوش جدایی / شهرام درخشان صحنه‌هایی از یک طلاق / شیرین برق‌نورد، محمدرضا جهان‌پناه طلاق به سبک ایرانی...

تو مسئول گلت هستی؟

«فیلمی برای تو» / ایمان بهروزی«فیلمی برای تو» را برای دومین بار دیدم. فیلمی از ایمان بهروزی در آستانه‌ی سی سالگی. فیلمی خودبیانگر برای «او». فیلمی درباره‌ی آشنایی، رابطه عاطفی: «من از شما خوشم اومده می‌تونم باهاتون بیش‌تر آشنا بشم؟» و سی سالگی: «برمی‌گردی به عقب می‌بینی نه کاری داری نه پولی داری....

وقتی کودکی را می‌نامیم، چه می‌کنیم؟

در نسبتی با فیلمِ «۲۱ روز و من»/ شیرین برق‌نورد «بهترین چیز هرگز نزادن است.» سوفوکل/ اودیپ آقای دکترِ پزشکِ حاذق و مشهورِ گوش‌ و حلق و بینی از اقوامِ ما، تقریبن در تمامِ این ۱۵-۱۶ سالی که من ازدواج کرده‌ام، هربار که به من می‌رسد می‌پرسد چرا بچه‌دار نمی‌شوم و هربار هم آن جمله‌‌قصارِ «حکیمانه‌»ی...

حاج‌عباس، سکینه و نیمتاج

همسران حاج‌عباس / محسن عبدالوهاب«همسران حاج‌عباس» عنوان فیلمی از محسن عبدالوهاب است. فیلم با این توضیح شروع می‌شود: «سکینه خانم دوازده ساله بود که زن حاج‌عباس ذغال‌فروش شد. چند سال گذشت ولی آن‌ها بچه‌دار نشدند. حاج‌عباس برای بچه‌دار شدن، نیمتاج خانم را که بیوه‌ی فرزند مرده‌ای بود عقد کرد. چند سال...

منتظرت نمی‌مانم

درباره‌ی امکان «لانگ دیستنس» با نگاهی به مستند «فیلمی برای تو»، ساخته‌ی ایمان بهروزیحتما هرکدام از ما تعریفی از رابطه داریم که به اشکال مختلف رابطه‌مان را می‌سازیم. رابطه‌های «عادی» این‌طوری‌اند که دو نفر کنار یا نزدیک همدیگر باشند، در یک خانه زندگی کنند یا حداقل در یک شهر باشند. هرچند «لانگ...

یک محاکمۀ (دادگاه) خانوادگی/ به دادگاه می‌خواندم؟/ فرزندنیاوری/ شکستن چرخۀ فرزندآوری/ فرزندم! دوست داری باشی (بیایی)؟

با نگاه به فیلم «۲۱ روز و من»/ شیرین برق‌نوردمامان برایم تعریف کرده زمانی که من را به دنیا آورد، در اوایل دهۀ هفتاد، رسانه‌ها شعار «بچه‌ی کمتر، زندگی بهتر» را تبلیغ می‌کردند. لابد شیب نمودارهای مربوط به رشد جمعیت مطابق سلیقۀ آن‌ها نبوده. به همین خاطر تولد من که بچه‌ی سوم خانواده بودم با سرزنش...

نقاشی‌ها زورشان از ممدآقا بیشتر بود

«مکرمه، خاطرات و رؤیاها» / ابراهیم مختاری«مکرمه، خاطرات و رویاها» از بهترین و عزیزترین فیلم‌های مستندی است که می‌شناسم. نقاشی پناهگاهی برای مکرمه بود؛ پناهگاهی که ناگهان پیدا شد‌. مکرمه تنها بود. او در تنهایی بر روی دیوارِ خانه‌اش آدم، گاو و سگ می‌کشید. اول با گِل و بعد با مداد، کاغذ و چیزهای...

دفن‌شدگان

به بهانه‌ی فیلم «فقدان» / فاطمه ذوالفقاریاولین زلزله‌ی مهیبی که خانه‌ی ما را ویران کرد، در یکی از شب‌های زمستان سال ۱۳۷۸ آمد. همگی دور میز نشسته بودیم و خانواده‌ای خوشبخت در یک قاب بودیم که از سرما و ترس به‌دوریم و البته مادر خوراک گرم و خوش‌طعمی تهیه کرده بود که زنده نگهمان می‌داشت. آن‌چه پیش از...

درجه‌ی صفر

با نگاهی به فیلمِ مستندِ «فقدان» فاطمه ذوالفقاری«تهیگی شامل تمام پتانسیل فضا و همه‌ی روابط نانوشته و تجربه‌نشده است. [...] تهیگی نه‌تنها مکانِ درهم‌کنش چیزهایی است که به فضا نیرو می‌دهد؛ بلکه تنها مکانی است از بازآوری و ترکیب قطعات و پاره‌های واقعیت زندگی.» سیمونه پیزاگالی دست می‌کُنیم؛ چیزی از...

بیماری نادر از نزدیک

بس از دیدن «آهستگی» یاسر خیّرگریوز (graves) دارم. سربازم. متأهلم. معلم نگارشم. درگیر گریوزم. مشغول خدمتم. ازدواج کرده‌ام. ادبیات درس می‌دهم. دچار گریوز شده‌ام. دورۀ اجباری را می‌گذرانم. همسر دارم. آقای انشام. این جمله‌ها را هر جوری بنویسیم شرایط من عوض نمی‌شود؛ نه که بار معنایی واژه‌ها و چیدمانشان...

سرگشتگی

«مکرمه، خاطرات و رؤیاها» / ابراهیم مختاریجایی هست در زندگی، نقطه‌‌ای که به پایان نزدیک است. چیز‌هایی که همچون انتظارمان عمل نکرد. نظم‌هایی که بر هم منطبق نشد، رنگ‌هایی که قوام نیافت، ندرخشید و با خود می‌گوییم: «نشد.» اندیشه بر هر‌آنچه نمی‌شود درست از این نقطه آغاز می‌شود. گویی اندیشه با آن‌چه...

اخوان‌ثالث، کیارستمی و احمد اخوت در سرپل‌ذهاب

«فقدان» / فاطمه ذوالفقاریخیلی شب‌ها به زلزله‌ی تهران فکر می‌کنم. دقیق‌تر بگویم بعد از دیدن فیلمِ «تهران چند درجه ریشتر؟» ساخته‌ی پیروز کلانتری- هر شب به زلزله فکر می‌کنم. فیلم «فقدان» چند هفته بعد از زلزله سرپل‌ذهاب در سال ۹۶ را به تصویر می‌کشد. فیلم را که دیدم به یادِ «زندگی و دیگر هیچ» عباس...