یک محاکمۀ (دادگاه) خانوادگی/ به دادگاه می‌خواندم؟/ فرزندنیاوری/ شکستن چرخۀ فرزندآوری/ فرزندم! دوست داری باشی (بیایی)؟

با نگاه به فیلم «۲۱ روز و من»/ شیرین برق‌نورد

مامان برایم تعریف کرده زمانی که من را به دنیا آورد، در اوایل دهۀ هفتاد، رسانه‌ها شعار «بچه‌ی کمتر، زندگی بهتر» را تبلیغ می‌کردند. لابد شیب نمودارهای مربوط به رشد جمعیت مطابق سلیقۀ آن‌ها نبوده. به همین خاطر تولد من که بچه‌ی سوم خانواده بودم با سرزنش دیگران همراه بود. این روزها هم شکل نمودار مطابق سلیقه‌ی آن‌ها نیست و این‌بار شیب نمودار با سرعت روی سرپایینی افتاده است. پس رسانه‌های ملی تبلیغِ فرزندآوری بی‌حد‌و‌مرز را می‌کنند. اما دیدگاه جوان‌ها به‌خصوص در گروه‌های به‌اصطلاح «روشن‎فکری» خیلی متفاوت با رسانه شده است. در میان آن‌ها به دنیا آوردن حتی اولین فرزند هم با سرزنش و ملامت همراه است. اصلاً «فرزندنیاوری» افتخاری برای زوج‌هاست. حالا با به دنیا آمدن هر کودکی زمزمه‌هایی از ناامیدی در رابطه با سرنوشت کودک شنیده می‌شود. اضطراب آیندۀ نامعلومی که هر روز گنگ‌تر و مبهم‌تر می‌شود.

«چطوری هنوز تو ایران می‌زایید؟!» خواندن این توییت و دیدن مستند «۲۱ روز و من»، سر دلهره‌ای را در من باز می‌کند که چندسالی‌ست در مواقع بی‌کاری به سراغم می‌آید: مسئله‌ی جان بخشیدن به انسانی دیگر. البته تا سن ۲۰ سالگی برای من هدف از تشکیل خانواده در آینده‌ام فرزند‌آوری بود. حتی در لحظه‌های تاریک و غم‌انگیز تنها بودنم، نبود فرزندی در آینده برای من آزاردهنده‌تر از نبود یار بود. باور داشتم بین حسرت نداشتن همسر و فرزند، دومی آسیب جدی‌تری به من می‌زند. اما بعد از مواجهه با مصائب اولین مادر نزدیک به خودم، از فانتزی‌ای که داشتم فاصله گرفتم و قبول چنین مسئولیت و از خودگذشتگی زیادی را به دور از خودم ‌دیدم. حالا چندسالی است که بحران‌های معیشتی و فرهنگی در ایران فصل جدیدی از دلهره برای فرزندآوری را در من به‌وجود آورده است: مسئله‌ی جان بخشیدن به انسانی دیگر آن هم در کشور ایران.

احساس می‌کنم تشکیل خانواده من را یک قدم به این دلهره نزدیک‌تر می‌کند. فکر می‌کنم اگر خانواده‌ای تشکیل دهم در نهایت خودخواهانه و فارغ از در نظر گرفتن کیفیت حیات یک نفر دیگر، در بالا بردن شیب رشد جمعیت اقدام کنم. باور دارم برای من تنها مانع برای مبارزه با وسوسه‌ی بچه‌دار شدن، تشکیل ندادن خانواده است. گاهی به این فکر می‌کنم حالا که زایمان یک اتفاق پیش‌پا‌افتاده و ضروری تلقی می‌شود آیا واقعاً موهبت در نازایی نیست؟ دلم می‌خواهد آن‌قدر قوی باشم که اختلالی در این چرخۀ زادوولد ازلی و ابدی ایجاد کنم. از حق بچه‌دار شدنم بگذرم و در عوض خانواده‌ام را با یکی از بچه‌های بی‌سرپرستی که حقِ داشتن خانواده به ناعادلانه‌ترین شکل ممکن از آن‌ها سلب شده است، گسترده‌تر کنم. اما واقعیت این است که می‌دانم آن‌قدر قوی نیستم. مبارزه با وسوسه‌ی داشتن فرزندی از وجود خودم به سادگی نوشتن جملات بالا نیست.

دوستان شیرین دلیل بچه‌دار نشدن خود را سختی‌های اقتصادی‌ای که با آن درگیر هستند و عدم اطمینان به ساختن آینده‌ی مطمئن برای فرزندشان بیان می‌کنند. ده سال از ساختن این مستند گذشته است و وضعیت اقتصادی آن دوران به مراتب روشن‌تر از امروز بوده است. حالا تصویر آخرالزمانی‌ای که کرونا به جهان داده، پذیرش مسئولیت وارد کردن یک انسان دیگر به این شرایط را حتی از قبل دشوارتر کرده است. از تصور تجربه‌ی فقر، بیماری، مرگ، جنگ، زلزله و خیلی از بلایای غیرمنتظره‌ای که انگار بیخ گوش تک‌تک ما در این دنیاست، برای هر کسی، به‌خصوص کودکی که می‌توانم به دنیا بیاورم، هراس دارم.

با این سوال خودم را روبه‌رو می‌کنم: آیا زندگی کردن ارزش رنج‌هایی که ما در این دنیا می‌کشیم و تمام ناکامی‌هایمان را دارد؟ هر چقدر که فکر کردم نتوانستم به این سوال پاسخ دهم. سوال دیگری را با خودم مطرح می‌کنم: اگر حالا به من حق انتخاب دهند تا به‌جای پدرمادرم تصمیم بگیرم که برای کنترل شیب نمودار رشد جمعیت از تولد فرزند دیگری خودداری کنم و هیچ‌وقت متولد نشوم، آیا این گزینه را انتخاب می‌کنم؟ می‌دانم که در حال حاضر که اسیر افسردگی‌های لحظه‌ایم نیستم، جوابم منفی است. باور دارم با وجود همه‌ی رنج‌ها احساس کنجکاوی‌ای که در حیات هست تشویق‌کننده‌ی من و خیلی‌های دیگر است در انتخاب نکردن نیستی. ولی به خودم یادآوری می‌کنم که این یک سوال و جواب شخصی است و من نمی‌دانم و هرگز تا بعد از تولد فرزندم نخواهم فهمید که جواب او به این پرسش چیست.

حالا دارم در خیالات خودم دادگاهی را تصور می‌کنم در دوران پساپسامدرن که فرزندان اجازه‌ی متهم کردن پدران و مادران خودشان را به دلیل بخشیدن حیات به آن‌ها دارند. در آن دوران فرزندان اگر از زندگی‌شان ناراضی باشند می‌توانند مسببینش را مجازات کنند. احتمالا در آن دوران فصل جدیدی از دلهره برای فرزندآوری به‌وجود می‌آید. اما به‌نظرم عادلانه می‌آید. سوال آخر: فرزندم مرا محاکمه خواهد کرد؟

فصل دوم
زن و شوهری