۱۳ دریافت

(در نگاه به فیلم “ساز مخالف”)

۱- با توجه به سال تولید این فیلم به‌نظر می رسد اطلاعات مفیدی درباره‌ی ظهور و حضور گروه‌های زیرزمینی در زمینه‌ی موسیقی راک و پاپ به بیننده می‌دهد. کثرت و تعدد این گروه‌ها سبب تعجب بیننده می شود.

۲- موضوع برگزاری این رقابت مجازی و روند آن، فیلم را از یک گزارش صرف به یک داستان تبدیل می‌کند و این خط داستانی به کنجکاوی بیننده و جذابیت فیلم می‌افزاید.

۳- به‌رغم ادعای نوازندگان جوان در اوایل فیلم که برای “رضایت شخصی و خوش‌باشی گروهی” هم که شده می‌نوازند، در طول فیلم کم‌کم بیننده متوجه ناخشنودی آنان به علت نداشتن امکان برگزاری کنسرت و ارتباط مستقیم با مخاطبان‌شان می‌شود. تولید صدا یا موسیقی، بدون شنیده شدن معنی پیدا نمی‌کند؛ نواختن گروهی بدون رودررویی با مخاطب، مثل اجرای تئاتر نه در سالن و با حضور تماشاگر، بلکه در مقابل دوربین فیلمبرداری است.

۴- به‌نظر نوازندگان زیرزمینی برگزاری کنسرت به آن‌ها این امکان را می‌دهد که احساس مخاطب و عکس‌العمل آن‌ها را دریابند. این دریافت در تصحیح و رشد شیوه‌ی کارشان تاثیر دارد و در معنا بخشیدن به آن نیز موثر خواهد بود.

۵– آمار تعداد دانلودها به‌ویژه از دو کشور ایران و آمریکا قابل تأمل است و نیز این نتیجه‌گیری که مردم کار جدی را دوست ندارند ؟!

۶- فهرست آرزوهای این جوانان، از آرزوی داشتن یک ساز خوب و مرغوب و مکان مناسب برای تمرین تا داشتن پول کافی برای خرید یک ماشین مدل بالا یا خریدن دستگاه پخت کباب ترکی !!

۷- تصویر آینده در چشم و ذهن جوانان عبارت است از بلاتکلیفی و عدم اطمینان و حالتی میان ترس و امید.

۸- روند تصمیم‌گیری برای دادن جایزه به برنده‌ها و رسیدن به بهترین نتیجه، یعنی ایجاد امکان برگزاری کنسرت، بسیار جالب بود که عملی نشدن آن مرا به یاد قضیه‌ی اول مرغ بود یا تخم مرغ انداخت

۹– این نوازندگان جوان برای تحقق آرزویشان که قرار بود با عنوان اول تا سوم شدن دریافت کنند، ناگزیر باید تن به خواسته‌های متولیان امر می‌دادند؛ از تغییر نام “کنسرت راک” به “همایش موسیقی راک ” تا…

۱۰- استدلال نماینده‌ی متولیان امر برای جلوگیری از برگزاری کنسرت، آن‌هم در آخرین روزهای تمرین و انتظار نوازندگان بسیار شنیدنی است. در واقع یک کلی‌گویی مضحک و تلخ : “این تصمیم بر اساس صلاح ما و شما و موسیقی گرفته شده است”.

۱۱- واکنش این جوانان واکنش نسلی است که از وجود موانع خیلی هم تعجب نمی‌کند؛ می‌خندد و کمی غر می‌زند. گویی تنها نبودن در محاصره‌ی موانع و مشکلات پی‌درپی و بودن در کنار حلقه‌ای از دوستان همدل، آن‌ها را دلگرم و دوباره سر پا نگه می‌دارد

۱۲- در پایان این فیلم بیننده نتیجه‌ می‌گیرد که ندادن مجوز برگزاری کنسرت به این جوانان در حکم حذف آینه از زندگی آن‌هاست. رویارویی با مخاطبان و شنوندگان به آن‌ها این امکان را می‌داد تا خود را ببینند و کم‌کم درک و شناخت بهتری از شیوه‌ی کار خود پیدا کنند و نیز نگاه واقع‌بینانه تری. مخالفت‌ها و استدلال‌های دور از واقع آن‌ها را تشویق به زدن ساز مخالف می‌کند و به نشان‌دادن واکنش برمی‌انگیزد؛ یعنی آن‌ها را به جای عمل به عکس‌العمل وامی‌دارد.

۱۳- با طرح پیشنهاد بی‌بی‌سی به این نوازندگان، بیش از پیش موقعیت برزخی این جوانان را درمی‌یابیم. از یک طرف این پیشنهاد می‌تواند به‌معنای تحقق آرزوی آن‌ها باشد و از طرف دیگر به معنی پذیرفتن عواقب قابل پیش‌بینی آن، یعنی خطر کردن بسیار جدی.

فصل اول جوانی