شهر به‌مثابه‌ِ حافظه

شهر به‌مثابه‌ِ حافظه آرش اخوت این مطلب را که چند سال پیش قلمی کرده‌ام، اکنون در پروژه‌ی «زندگیِ ایرانی» بنیان می‌نهم بر دو فیلمِ «سلینجرخوانی در پارکِ شهر» (پیروز کلانتری) و «عمقِ میدان» (بهروز مبلوس‌باف) که در هردو، شهر، «او» می‌شود و در هردو، شهر، تجربه‌ی خصوصیِ...

وقتی کودکی را می‌نامیم، چه می‌کنیم؟

وقتی کودکی را می‌نامیم، چه می‌کنیم؟ در نسبتی با فیلمِ «۲۱ روز و من»/ شیرین برق‌نورد آرش اخوت «بهترین چیز هرگز نزادن است.» سوفوکل/ اودیپ آقای دکترِ پزشکِ حاذق و مشهورِ گوش‌ و حلق و بینی از اقوامِ ما، تقریبن در تمامِ این ۱۵-۱۶ سالی که من ازدواج کرده‌ام، هربار که به من...

درجه‌ی صفر

درجه‌ی صفر با نگاهی به فیلمِ مستندِ «فقدان» فاطمه ذوالفقاری آرش اخوت «تهیگی شامل تمام پتانسیل فضا و همه‌ی روابط نانوشته و تجربه‌نشده است. […] تهیگی نه‌تنها مکانِ درهم‌کنش چیزهایی است که به فضا نیرو می‌دهد؛ بلکه تنها مکانی است از بازآوری و ترکیب قطعات و پاره‌های...

من: آقادزده

من: آقادزده ملاحظاتی به‌بهانه‌ی فیلمِ «متهمین دایره‌ی بیستم»؛ مستندی از حسام اسلامی آرش اخوت رسانه اصولن از زاویه‌ و جایگاهِ «حق» است؛ از زاویه و جایگاهی که خود را «حق» می‌شمارد و بازمی‌نماید. و سینما، حتا سینمای مستند و خبریِ مدعیِ «حقیقت»، این ماموریت را، چه‌بسا بیش...

«آقای بیکار» یکی از دوستانِ من است

«آقای بیکار» یکی از دوستانِ من است آرش اخوت ۲۳ تیر ۱۳۹۹ فیلم “آقای بیکار” با روایتِ راوی از ماجرای یک‌ سال‌ و نیم بیکاریِ او شروع می‌شود. از هشت ماه قبل از انتخابات سال ۹۲. فیلم داستانِ بیکاری یک نفر است. روای در همان ابتدا از شکل‌گیری فیلم می‌گوید:...